آتشکده یزد
[ آتشکده زرتشتیان یزد ]

آتشکده زرتشتیان یزد ، زرتشت و پیروانش

زرتشت به معنی ستاره درخشان، از خاندان اسپنمان و از میان مردمانی با نژاد آریایی در ششم فروردین(۲۶مارچ) و در دوران فرمانروایی شاه لهراسب در ایران چشم به جهان گشود و نهایتا پیام خدا و خرد را برای انسان به ارمغان آورد.
زرتشتیان او را آموزگار خود و مردی فرهیخته، فرزانه فیلسوف و دارای اندیشه والا، گفتاری نیک و کرداری درست می دانند و با پیشوند اَشو، او را اشوزرتشت می نامند. اشو کوتاه شده اَشون یعنی کسی که راه راستی را برگزیند و از آن پیروی کند.
نام پدر زرتشت «پُـوروشَـسـپ» فرزند «پـیـتـرسَـپ» و نام مادر او «دُوغـدو» فرزند «فَـراهـیـم‌رَوا» است.
توجه زرتشت به خردورزی، شاد زیستن، تلاش و پیشرفت، عشق به طبیعت و مراقبت از آن، پرهیز از دروغ و فریب ندادن، عدالت، دوستی، امید و پایمال نکردن حقوق انسان ها سبب شده آموزه های او با شعار ” اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک” شناخته شود. البته ناگفته نماند نام اَشوزرتشت با آتش و آتشدان گره خورده است؛ زیرا آتش نماد روشنایی، گرما، پاکی و زندگی است. به همین دلیل هرجا تندیسی از اَشوزرتشت می بینیم کنار آن آتش و آتشدان قرار دارد.
پنجم دیماه(۲۶ دسامبر) سالروز زرتشت است؛ وی در سن ۷۷ سالگی و در جنگ میان ایرانیان و تورانیان، زمانی که با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ مشغول نیایش بود، به دست سپاه توران کشته شد.
به گفته زرتشت، راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.
بعد از حمله اعراب به ایران باوجود جدال بسیار، زرتشتیان در دو منطقه یزد و کرمان بر کیش خود پافشاری کردند و همین امر سبب شد این دو منطقه به خصوص یزد به بزرگ ترین مرکز تجمع زرتشتیان تبدیل شود.

روایت آتش جاودانه آتشکده یزد

تقریبا در مرکز شهر یزد، با فاصله چند قدمی از بافت تاریخی، ساختمان آتشکده زرتشتیان با محوطه ای زیبا و حوضی بزرگ در وسط آن، قرار گرفته است. این ساختمان و آتشی که در دل آن است، داستانی طولانی و حیرت آور دارد. ابتدا از آتش هزار ساله آن بشنوید و بعد از آن با چگونگی ساخت ساختمان آتشکده آشنا خواهید شد.
سال های بسیار دور برای روشن کردن آتش کبریت یا وسیله ای دیگر در اختیار نبود به همین منظور در یک مکان، آتشی همواره روشن بود تا مردم بتوانند روزانه گُلی از آتش آن برداشته و اجاق خانه های خود را روشن کنند که به آتشکده شهرت داشت (“کده” در زبان فارسی دَری به معنی خانه و “آتشکده” به معنای خانه آتش است).
وظیفه آوردن آتش از آتشکده بر عهده فرزندان خانواده بود، به همین دلیل خانواده ای که فرزند نداشت اجاقش خاموش یا به عبارتی کور بود که اکنون متوجه می شویم ریشه ضرب المثل ایرانی “فلانی اجاقش کور است” از کجا  نشأت می گیرد. به همین دلیل یکی از آرزوهای شیرین برای هر خانواده این جمله بود: “اجاقت سبز باد”
شغل ایرانیان باستان کشاورزی و مبنای زندگی آن ها بر اساس نور و گرمای خورشید بود. هم چنین نور، گرما و روشنایی در دسترس مردم روی زمین، آتش است. به همین دلیل آتش یکی از مهم ترین و مقدس ترین عناصر در زندگی بشر محسوب می شود. بعد از کشف آتش بود که فرهنگ و تمدن نیز شکل گرفت.
ذات آتش گِرد آن نشستن است و به مرور زمان آتشکده تبدیل به مکانی برای گردهمایی و برگزاری جشن ها و آیین های مذهبی زرتشتیان شد.

در زمان ساسانیان ۳ آتشکده معروف در ایران وجود داشت.

  • “آتشکده آذرگُشَسپ” به معنی آتش جهنده که به طبقه شاهان، جنگیان و سپاهیان اختصاص داشت. این آتشکده در استان آذربایجان غربی بود و سال ها قبل از حمله اعراب، مهم ترین مرکز دینی- ‌مذهبی حکومت شاهنشاهی ایران محسوب می شد. بنا به دلایلی عنوان تخت سلیمان به این آتشکده داده اند که اشتباه است. آتشکده آذرگُشَسپ در نزدیکی شهرستان تَکاب و بخش تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی این شهر قرار دارد.
  • “آتشکده بُرزین‌مِهر یا آذَرِ بُرزین‌مِهر” نام یکی از آتش‌های مقدس زرتشتیان و از گونه آتش بَهرام(آتش آتشکده های پادشاهان) است که بر روی کوه ریوند خراسان و در نزدیکی دریاچه سووَر، قرار داشت. بُرزین‌مِهر آتشِ خاصِ کشاورزان در دوره ساسانیان و دوران‌ پیش از آن بود که اکنون هیچ اثری از آن باقی نمانده است.
  • آتشکده سوم “آتشکده آذرفرنبغ” یا “کاریان” با ارتفاع تقریبی ۲۰ متر در مسیر کاریان، از دهستان هرم و کاریان، بخش جویم، شهرستان لارستان در استان فارس و در ۴۲ کیلومتری جنوب غربی جویم در نیمه راه بندر سیراف و دارابگرد قرار داشت.

در زمان حمله اعراب به ایران، آتش دو آتشکده آذرگشسب و آذر برزین مهر توسط اعراب خاموش می شود. به دستور یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، آتش سومین آتشکده(آذر فرنبغ) نجات یافت و به مرکز ایران یعنی شهر یزد آورده و حدود ۷۰۰ سال در “غار اشکفت” در نزدیکی شهرستان “عقدا” نگهداری شد. اکنون نیز با طی کردن مسافتی طولانی در دامنه کوه و رساندن خود به غار، می توانید بناهای به جا مانده از آن دوران را درون غار مشاهده کنید.
زمانی که احتمال مشخص شدن جای آتش و خاموش شدن آن توسط حکومت وجود داشت، آتش به روستای هفتادُر(هفت آذر) و سپس سال ۵۲۲ خورشیدی (۱۱۷۴ میلادی) از عقدا به اردکان (روستای تُرک آباد) برده و نزدیک ۳۰۰ سال نیز در آن جا نگه داری شد. بعد از آن نیز سال ۸۵۲ خورشیدی (۱۴۷۴ میلادی) آتش را از ترک آباد به یزد برده و در محله‌ای به نام «خلف خان علی» در خانه یکی از موبدان بزرگ به نام «موبد تیرانداز آذرگشسب» نگهداری شد.

ساختمان آتشکده یزد چگونه ساخته شد؟

در تمامی این مدت، همواره زرتشتیان از حکومت ها درخواست ساخت آتشکده می کردند، اما به خاطر مصالح حکومتی با هیچ کدام موافقت نمی شد. تا این که سال ۱۳۰۱ بالاخره اجازه ساخت آتشکده توسط رضاشاه پهلوی به زرتشتیان ایران داده شد.
سال ۱۳۱۳ ساخت آتشکده با همت و نظارت “ارباب جمشید”( از بازرگانان، ثروتمندان و ملاکان مشهور زرتشتی در عصر قاجاریه و نخستین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی بود و از بنیانگذاران بانک ملی ایران) و جلب نظر پارسیان هندوستان (ایرانیان زیادی به ویژه در دوران بعد از حمله اعراب به هندوستان مهاجرت کرده بودند که به آن ها “پارسیان هندوستان” می گفتند) با سرمایه یک زرتشتی پارسی به نام «همابائی» بر قطعه زمینی که از سوی چند تن از زرتشتیان ایران از جمله برادران امانت به یاد فوت پدرشان (اردشیر مهربان رستم) وقف شده بود و با پرداخت هزینه از سوی “انجمن پارسیان هند” در یزد آغاز شد.
ساخت آتشکده زرتشتیان یزد با “معماری پارسی” در سال ۱۳۱۵ به اتمام رسید و در نهایت سال ۱۳۱۸ این آتش ۱۵۴۷ ساله به آتشکده منتقل شد. آتش آتشکده یزد از گونه آتش وَرَهرام (بَهرام) یعنی آتش مخصوص پادشاهان ساسانی است که اهمیت آن را دوچندان می کند.
همیشه در کنار آتشکده های قدیم ایران چشمه یا جویی پر آب وجود داشت، زیرا سعی بر آن بود که ۴ عنصر آب، باد، خاک و آتش در کنار هم قرار بگیرند. بعد از آن نیز تلاش کردند تا در کنار هر بنای آتشکده یک جوی یا چشمه آب باشد. حوض آتشکده یزد نیز به خاطر نبود چشمه و جوی آب به این منظور ساخته شده است.
در اوقات نیایش، زنان و مردانی روشن پوش را می بینی که با پای برهنه(بدون کفش) وارد این نیایشگاه می شوند.
آتش مقدس آتشکده، درون مَجمَر(آتشدان) بزرگی از جنس برنز قرار دارد و شخصی با عنوان «هیربُد» (لقب پیشوا و آموزگار آیین مزدیسنا است و در جایگاهی پایین‌تر نسبت به موبد (پیشوا) قرار دارد) مسئول روشن نگه‌داشتن آن است.
حال می توانید این آتش همیشه روشن با گذشته ای طولانی و پرماجرا که اکنون در آرامش، بدون ترس و هویدا می سوزد را پشت دیواری شیشه ای درون آتشکده یزد نظاره کنید.

فروهر اتشکده یزد زرتشت

فَرَوَهَر

با ورود به آتشکده، بر سردر آن نگاره ای خواهید دید به نام “فَرَوهَر” که واژه ای اَوِستایی به معنای نیروی “پیش بَرنده و بالا بَرنده” است.
در تفکرات ایرانیان باستان و اعتقادات آیین زرتشت، ماهیت انسان را پنج نیرو شکل می دهد. روان (روح انسان)، جان( که پس از مرگ پایان می یابد) وجدان (که درون هر فرد به قضاوت خویش می پردازد)، قوه ادراک و فروهر.
ایرانیان باستان بر این اعتقاد بودند که همه چیز دارای نیروی خدایی است. بنابراین به درون انسان ها نیز از نیروی کل دمیده شده است که باعث پیشرفت و تکامل آن ها و به آن فروهر گفته می شود و این نیرو پس از مرگ فرد به اصل خویش باز می گردد، اما همواره به یاد بازماندگان فرد از دنیا رفته است و برای آن ها آرزوی سلامتی و شادی می کند.
همچنین در این باورها، تفاوت بین روان و فروهر در این است که مسئولیت اعمال و رفتار انسان بر عهده روان است و جزا و پاداش خواهد دید، اما فروهر نیرویی خالص و جاودانه است که هیچگاه به گناه آلوده نمی شود.
این تفکر باستانی وجود دارد که شب عید نوروز و اول فروردین، فروهر افراد درگذشته، به منزل و مزار خود باز می گردند بنابراین زمان نیکویی برای رفتن بر مزار رفتگان است.
همچنین می توان به اصل و ریشه سنت خانه تکانی عید نوروز در باور ایرانیان پی برد. تمیز کردن خانه به منظور آماده کردن آن برای حضور فروهر صورت می گرفت و در سیزده فروردین(سیزده به در) فروهر را از طبیعت به سوی اصل خود بدرقه می کردند.

آموزه های نگاره فروهر به انسان

نگاره فروهر را تصویری نمادین از “اهورامَزدا” یاد می کنند تا با نگاه به آن، فکر حرکت به سمت پیشرفت در ذهن ها تداعی شود.
با نگاه به این نماد مردی مسن را می بینید که درون حلقه ای ایستاده است. پیرمرد نماد تجربه و بلوغ و به این معنی است که باید در زندگی از تجربه و خِرد بزرگان بهره برد.
حلقه ای که مرد در آن قرار دارد نشانی از کره زمین و جهان هستی که انسان در آن متولد می شود و زندگی می کند و عبور پیرمرد از این دایره به معنای گذر انسان از جهان مادی به جهان معنوی است. بازگشت دایره به سوی مرد نیز به معنای بازگشت اعمال و رفتار و کردار انسان به خود او در همین جهان هستی است که بر این روند نام های زیادی مانند قانون پایستگی انرژی، کارما یا … نهاده اند.
دو بال گشوده سه قسمتی در دو طرف مرد وجود دارد. این سه قسمت به ما سه ارزش بزرگ اخلاقی  “اندیشه ی نیک” ، “گفتار نیک” و “کردار نیک” را یادآور می شود. به این ترتیب یک انسان نیک، می تواند با این دو بال و با تکیه بر این سه ارزش از جهان مادی به عالم معنا حرکت کند.
در دست چپ فروهر، حلقه ای دیده می شود که بیانگر ”عهد و پیمانی” است که انسان با خدای خود (اهورامزدا) می بندد تا در راه او بیندیشد، بگوید و انجام دهد. همچنین یادآور این نکته است که انسان باید همیشه به عهد خود وفادار باشد. این حلقه مهر(میترا) است و با توجه به این موضوع متوجه خواهیم شد فروهر ریشه در آیین میترائیسم و قدمتی بیش از آن چه تصور می شود، دارد.
حلقه ازدواجی که زن و مرد در هنگام ازدواج در انگشت دست چپ یکدیگر می کنند، بیانگر ”پیمان و عهد” زناشویی و وفاداری است که شاید بتوان گفت الهام گرفته شده از همین حلقه مهر در دست چپ فروهر است.
دست راست که به شکل نیایش بالا گرفته شده است، یعنی همیشه باید وجدان داشته باشیم و به سمت پیشرفت حرکت کنیم و شکرگزار باشیم.
در تصویر چیزی شبیه دُم یا دامن دیده می شود که آن هم دارای سه قسمت است و در تضاد با سه طبقه بال ها، بیانگر اندیشه، گفتار و کردار بد است. با این تصویر متوجه می شویم خواست اهورامزدا این است که انسان با بهره بردن از تجربه بزرگان و تکیه بر بلوغ خود و بر اساس عهدی که با او بسته است با گشودن بال های اندیشه و گفتار و کردار نیک، در راه راست و نیکی حرکت کند و اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیرافکند.
در نگاره فروهر دو رشته از دو طرف حلقه(جهان مادی) به سمت پایین و در دو جهت مخالف یکدیگر آویزان شده اند، بیانگر نیروی بد و نیک یا همان شر و خیر، تاریکی و روشنایی، حق و باطل است که هرگز به یکدیگر نمی رسند. یعنی برای هر چیز یک متضاد نیز وجود دارد که در زبان اوستایی به آن سِپَنتامینو(ذات پاک یا خِرد مقدس) و اَنگره مینو (ذات بد یا نفس اَماره) گفته می شود.
هر ایرانی باید سپنتامینو را جلوی روی خود قرار دهد تا به سوی پیشرفت حرکت کند و نفس بد را پشت سر بگذارد.
یک تصور غلط که در ذهن ها شکل گرفته این است که زرتشتیان خدای خوبی ها(اهورامزدا) و خدای بدی ها(اهریمن) دارند. با یک تعریف ساده می توان این مسئله را نفی کرد. واژه اهریمن دگردیسی واژه انگره مینو است که متضاد آن واژه سپنتامینو است. بنابراین متضاد واژه انگره مینو، اهورامزدا نیست.
در مقابل اهورامزدا هیچ چیز قرار نمی گیرد، زیرا نیروی کل است و تمامی نیروها را در بر می گیرد حتی نیروی اهریمنی را.ن

راهنمای اتشکده یزد