آتشکده یزد
[ آتشکده زرتشتیان یزد ]

آتشکده زرتشتیان یزد ، زرتشت و پیروانش

تقریبا در مرکز شهر یزد(خیابان کاشانی) با فاصله چند قدمی از بافت تاریخی، ساختمان “آتشکده” زرتشتیان قرار دارد. آتشی که در دل این ساختمان می سوزد، سرنوشتی جالب و حیرت انگیز دارد. ابتدا از آتش هزار ساله آن بشنوید و بعد از آن با چگونگی ساخت بنای آتشکده آشنا شوید.

روایت آتش جاودانه آتشکده یزد

پیدایش آتش

در سنت زرتشتیان داستان پیدایش آتش اینگونه عنوان شده است: زمانی که از سنگ جرقه آتش شکل گرفت، خار و خاشاک اطراف را سوزاند و ماری که در آن بود سوخت. در آن هنگام ندایی آمد که هوشنگ شاه نوه کیومرث را خطاب قرار داد: این نور مظهر خدا است و آن را قبله قرار بده. پس از آن شاه ساختمانی ساخت و آتش را در آن قرار داد و آن را “آدر ورداد” یا “آذر هوروتات” نامید که قدیمی ترین آتشکده ایران باستان بود. پس از آن نیز آتشی بزرگ برپا کرد و دستور داد هر سال دهمین روز از بهمن ماه را جشن بگیرند و آن را “سده” نامید.
آذر، آدر و آتر عناوین دیگر آتش است. در آیین “مزدیسنا” کار و فعالیت و غیرت را دارای حرارت و گرمی می دانند و هر چیز گرمی از آن بیرون برود را بی جان و مرده خطاب می کنند. هم چنین آن ها عشق را در کنار آتش قرار می دهند. آتش را گرما و روشنایی دهنده می دانند و معتقدند ناپاکی ها را می سوزاند و پاک می کند و حتی نگاه کردن به شعله های آتش، روح انسان را به وجد می آورد. در این آیین “آذر” را پسر “اهورامزدا” و سایر انوار مادی را مظهر نور حقیقی می دانند. به همین دلیل ایرانیان باستان نور و آتش را قبله خود قرار دادند و در برابر آن نیایش اهورامزدا را به جا می آورند و زرتشتیان نیز از آن پیروی می کنند. افرادی که ایرانیان باستان را آتش پرست معرفی می کنند از نادانی یا تعصب و رشک آن ها است. آتش برای تمام مردم دنیا باارزش است و هر کدام به نحوی آن را ستایش می کنند.

ماهیت آتشکده چیست؟

در سال های بسیار دور برای روشن کردن آتش، کبریت یا وسیله ای دیگر در اختیار نبود به همین منظور در یک مکان، آتشی همواره روشن بود تا مردم بتوانند روزانه گُلی از آن آتش برداشته و اجاق خانه های خود را روشن کنند. به این مکان آتشکده می گفتند. (“کَده” در زبان فارسی دَری به معنی خانه و “آتشکده” به معنای خانه آتش است)
وظیفه آوردن آتش از آتشکده بر عهده فرزندان خانواده بود به همین دلیل خانواده ای که فرزند نداشت اجاقش خاموش یا به عبارتی کور بود که اکنون متوجه می شویم ریشه ضرب المثل ایرانی “فلانی اجاقش کور است” از کجا نشأت می گیرد. به همین دلیل یکی از آرزوهای شیرین برای هر خانواده این جمله بود: “اجاقت سبز باد”
شغل ایرانیان باستان کشاورزی و مبنای زندگی آن ها بر اساس نور و گرمای خورشید بود. هم چنین نور، گرما و روشنایی در دسترس مردم روی زمین آتش است. به همین دلیل آتش یکی از مهم ترین و مقدس ترین عناصر در زندگی بشر محسوب می شود. بعد از کشف آتش بود که فرهنگ و تمدن نیز شکل گرفت.
ذات آتش گِرد آن نشستن است و به مرور زمان آتشکده تبدیل به مکانی برای گردهمایی و برگزاری جشن ها و آیین های مذهبی زرتشتیان شد. قبل از آن نیز به عنوان دادگاه مورد استفاده قرار می گرفت که در آن موبد به دادرسی مردم می پرداخت.

سرنوشت آتشکده های باستانی ایران

در زمان ساسانیان ۳ آتشکده معروف در ایران وجود داشت:

“آتشکده آذرگُشَسپ” : در گذشته شاهان، جنگیان و سپاهیان آتشکده ای مخصوص به خود داشتند که نام آن “آذرگُشَسپ” به معنی آتش جهنده بود. این آتشکده یکی از مهم ترین مراکز دینی و مذهبی حکومت ایران محسوب می شد و عنوان شده است که پادشاهان هنگام به تخت نشستن پیاده به زیارت این آتشکده می رفتند. “آذر گشسب” در استان آذربایجان غربی قرار داشت و پس از حمله اعراب مورد هجوم قرار گرفت. بنا به دلایلی عنوان تخت سلیمان به این آتشکده داده اند که اشتباه است. اکنون ویرانه های آتشکده آذرگُشَسپ در نزدیکی شهرستان تَکاب و بخش تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی این شهر قابل مشاهده است.
“آتشکده بُرزین‌مِهر یا آذَرِ بُرزین‌مِهر”: مهم ترین آتش مقدس زرتشتیان “وَرَهرام یا بَهرام” نام دارد که مختص آتشکده پادشاهان بود و آذَرِ بُرزین‌مِهر نام یکی دیگر از آتش‌های مقدس زرتشتیان و از گونه آتش بَهرام است که آتشِ خاصِ کشاورزان در دوره ساسانیان و دوران‌ پیش از آن بود. این آتشکده بر روی کوه ریوند خراسان و در نزدیکی دریاچه سووَر، قرار داشت. متاسفانه اکنون هیچ اثری از این آتشکده باقی نمانده است.
آتشکده سوم “آتشکده آذرفرنبغ” یا “کاریان” با ارتفاع تقریبی ۲۰ متر در مسیر کاریان، از دهستان هرم و کاریان، بخش جویم، شهرستان لارستان در استان فارس و در ۴۲ کیلومتری جنوب غربی جویم در نیمه راه بندر سیراف و دارابگرد قرار داشت.

روایت آتش آتشکده یزد

در زمان حمله اعراب به ایران، آتش دو آتشکده آذرگشسب و آذر برزین مهر توسط اعراب خاموش می شود. به دستور یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، آتش سومین آتشکده(آذر فرنبغ) نجات یافت و به مرکز ایران یعنی شهر “یزد” آورده. این آتش حدود ۷۰۰ سال در “غار اشکفت” در نزدیکی شهرستان “عقدا” نگهداری شد. اکنون نیز با طی کردن مسافتی طولانی در دامنه کوه و رساندن خود به غار، می توانید بناهای به جا مانده از آن دوران را درون غار مشاهده کنید.
زمانی که احتمال مشخص شدن جای آتش و خاموش شدن آن توسط حکومت وجود داشت، آتش به روستای هفتادُر( قباد ساسانی دستور داد آتشکده ای بنا کنند و ۷ آتش از آتشکده های بزرگ را درون آن قرار دهند. سپس در نزدیکی آن روستای “هفت آذر” را ساخت که سال ها بعد به “هفتادر” تغییر نام داد.) منتقل و سپس سال ۵۲۲ هجری شمسی (۱۱۷۴ میلادی) از عقدا به اردکان (روستای تُرک آباد) برده شد و نزدیک ۳۰۰ سال نیز در آن جا بود. این روستا بعدها به مرکز مهم زرتشتیان تبدیل گردید. بعد از آن نیز سال ۸۵۲ هجری شمسی (۱۴۷۴ میلادی) از ترک آباد به محله‌ای در یزد به نام “خلف خان علی” آورده شد و در خانه یکی از موبدان بزرگ به نام “موبد تیرانداز آذرگشسب” از آن محافظت شد.

ساختمان آتشکده یزد چگونه ساخته شد؟

در تمامی سال هایی که از آتش بهرام در خفا نگهداری می شد، همواره زرتشتیان از حکومت ها درخواست ساخت آتشکده می کردند، اما به خاطر مصالح حکومتی با هیچ کدام از آن ها موافقت نمی شد. تا بالاخره سال ۱۳۰۱ هجری شمسی اجازه ساخت آتشکده توسط “رضاشاه پهلوی” به زرتشتیان ایران داده شد.

سال ۱۳۱۳ هجری شمسی “ارباب جمشید”( از بازرگانان، ثروتمندان و ملاکان مشهور زرتشتی در عصر قاجاریه و نخستین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی بود و از بنیانگذاران بانک ملی ایران به‌ شمار می‌آمد) توانست با تلاش زیاد و تحمل سختی سفر به هند، نظر پارسیان هندوستان (ایرانیان زیادی به ویژه در دوران بعد از حمله اعراب به هندوستان مهاجرت کرده بودند که به آن ها “پارسیان هندوستان” می گفتند) را برای ساخت آتشکده جلب کند. این بنا با سرمایه یک زرتشتی پارسی به نام “همابائی” و پرداخت هزینه از سوی “انجمن پارسیان هند” ساخته شده که زمین آن از سوی چند تن از زرتشتیان ایران از جمله برادران امانت به یاد پدرشان (اردشیر مهربان رستم) وقف شده است.

ساخت آتشکده زرتشتیان یزد با الهام از “معماری پارسی” در سال ۱۳۱۵ به اتمام رسید و در نهایت سال ۱۳۱۸ این آتش ۱۵۴۷ ساله به آتشکده منتقل شد. آتش آتشکده یزد از گونه آتش وَرَهرام (بَهرام) یعنی آتش مخصوص پادشاهان ساسانی است که اهمیت آن را دوچندان می کند. در ایران دو آتش ورهرام موجود است که یکی در استان یزد و دیگری در استان کرمان قرار دارد.

با ورود به آتشکده چه می بینید؟

آتشکده یزد دارای دو ورودی مجزا یکی مختص زرتشتیان و دیگری برای ورود عموم است. ورودی اصلی در خیابان کاشانی قرار دارد که بعد از تهیه بلیط از اتاقک دم در، وارد حیاط آتشکده می شوید. اولین چیزی که خواهید دید حوض بزرگی است که وسط حیاط و روبروی ساختمان آتشکده قرار دارد. با نگاه به روبروی خود دو بنای آتشکده می بینید یکی خود بنا و دیگری تصویر منعکس شده آن درون آب حوض است.
دور تا دور حیاط درختان کاج و سرو روییده اند. دلیل انتخاب این درختان سبزی همیشگی آن ها است. سرو نماد سرسبزی، سربلندی و یکرنگی است.
ماهیت وجودی حوض آتشکده و سایر چنین نمادهایی این است که همیشه در کنار آتشکده های قدیم ایران(مانند آتشکده های باستانی آذرفرنبغ، آذرگشسب) چشمه یا جویی پر آب وجود داشت، زیرا سعی بر آن بود که ۴ عنصر آب، باد، خاک و آتش در کنار یک دیگر قرار بگیرند. بعد از آن نیز تلاش کردند تا در کنار هر بنای آتشکده یک جوی یا چشمه آب باشد. حوض آتشکده یزد نیز به خاطر نبود چشمه و جوی آب به همین منظور ساخته شده است.
بنای اصلی آتشکده سردری با نگاره “فروهر” دارد. با بالا رفتن از پله های آن از کنار ستون های سنگی بلند و زیبا رد خواهید شد. این ستون ها اثر دست سنگ کاران ماهر اصفهانی(رضوان شهر) هستند که برای پایین هر ستون نیز گل هایی زیبا تراشیده اند. این ستون ها با الهام از “معماری پارسی” و “هندی” ساخته شده اند که شاید بتوان گفت تا حدودی نیز شبیه ستون های “تخت جمشید” هستند.
معماری “پارسی” اولین شیوه معماری ایران شناخته می شود که از دوران هخامنشیان تا زمان حمله اسکندر به ایران (سده ۶ پیش از میلاد تا سده ۴ ) رواج داشت. همان طور که مشخص است نام این سبک معماری از “قوم پارسی” گرفته شده است که در آن دوران در ایران حکمرانی می کردند. پیوند میان ایران و هند به هزاران سال پیش برمی گردد به ویژه در زمان امپراطوری هخامنشی که هند بخشی از این امپراطوری محسوب می شد. به همین دلیل تاثیر فرهنگ دوره هخامنشی در هنر و معماری این کشور نیز محسوس و ملموس است.
نمونه دیگر این ستون ها البته از جنس آجری را می توان در موزه و پرورشگاه “مارکار” مشاهده کرد.
به محض ورود به ساختمان صدای دلنشینی به گوش می رسد که بندهایی از کتاب “گات ها” را نجوا می کند. در همین هنگام آتش مقدس آتشکده پشت دیواری شیشه ای دور از هرگونه آلودگی درون مَجمَر(آتشدان) بزرگی از جنس برنز، به چشم می خورد. بازدیدکنندگان فقط یک سوی این محفظه را می بینند و دو سوی دیگر آن که در طرف دیگر دیوار قرار دارد مختص زرتشتیان است.
شخصی با عنوان «هیربُد» (لقب پیشوا و آموزگار آیین مزدیسنا است و در جایگاهی پایین‌تر نسبت به موبد (پیشوا) قرار دارد) مسئول روشن نگه‌داشتن این آتش است.
بازدید از این ساختمان اتمام کار نیست. دو بخش دیگر نیز در فضای آتشکده قرار دارد که می توان از آن ها دیدن کرد. یکی “تالار وَرجاوَند” و دیگری “آب انبار” است.

تالار وَرجاوَند نمایشگاه آداب و رسوم زرتشتیان

تالار “ورجاوند” توسط خیراندیشی به نام “پرویز ورجاوند” بازسازی شد. طی چند سال اخیر در ایام نوروز “انجمن یانش وران مانتره” برنامه جشن ها و سنت زرتشتیان را در قالب نمایشگاهی در این تالار به نمایش در می آوردند که بعدها به پیشنهاد “دکتر اسفندیار اختیاری” این نمایشگاه دائمی شد. در این موزه- نمایشگاه نمونه هایی از لباس، سفره اعیاد و مراسم های سنتی و هم چنین عکس و نوشته هایی راجع به زرتشت، کتاب اوستا، فرهنگ و آداب و رسوم زرتشتیان قرار دارد. روی دیوارها نیز تابلوهایی نصب شده که بندهایی از “گات ها” به دو زبان فارسی و انگلیسی در آن ها نوشته شده است. با بازدید از این تالار می توان با فرهنگ و آداب و رسوم زرتشتیان آشنا شد. (نمونه کامل تر این نمایشگاه را می توان در “موزه مارکار یزد” مشاهده کرد.)

گالری عکس در آب انبار

بخش بعدی که می توان از آن بازدید کرد “آب انبار” بنا است. آب ‌انبار حوض یا استخر سرپوشیده‌ای است که برای ذخیره سازی آب ساخته می شد. آب انبار از مخزن، پلکان، پاشیر، سردر و بادگیر تشکیل می شود. نکته جالب این آب انبار این است که قسمت پاشیر آن یعنی دیوار مخزن را برداشته اند و بازدیدکنندگان می توانند درون مخزن آب انبار را ببینند. مسیر پلکان آن نیز تبدیل به گالری عکس شده که اغلب شامل آثار عکاسان زرتشتی از جشن ها و مراسم های مذهبی و … است.

آداب ورود به آتشکده

در قسمتی از ورودی دیگر که مختص زرتشتیان است انبار چوب زردآلو و بادام قرار دارد که مخصوص روشن نگه داشتن آتش مقدس است. درخت مورت که نماد اهورامزدا و هستی بخشی است و در تمامی مراسمات زرتشتیان مورد استفاده قرار می گیرد نیز در این قسمت کاشته شده است.
برای عموم بازدید کنندگان ورود به آتشکده آداب خاصی به همراه ندارد، اما زرتشتیان به هنگام ورود باید پاکیزه باشند و کفش خود را درآورده و وارد ساختمان شوند. در آن جا زنان و مردان باید سر خود را بپوشانند تا مبادا موی سر به زمین بیفتد و آن جا را آلوده کند. مردان کلاه سفید و زنان پوششی سفید بر سر می گذارند.
یکی از زمان هایی که اغلب زرتشتیان خود را موظف به رفتن به آتشکده می دانند روز اول فروردین است. در این روز به خانه اقوام و آشنایانی می روند که عضوی از آن ها فوت کرده و هنوز سالگرد او فرا نرسیده است. در این بازدید برای خانواده عزادار آرزوی داشتن سالی خوش و نیک می کنند. پس از این مراسم به آتشکده رفته و سپس به خانه می روند.

فروهر اتشکده یزد زرتشت

نگاره فَرَوَهَر

با ورود به آتشکده، بر سردر آن نگاره ای خواهید دید به نام “فَرَوهَر” که واژه ای اَوِستایی به معنای نیروی “پیش بَرنده و بالا بَرنده” است.
در تفکرات ایرانیان باستان و اعتقادات آیین زرتشت، ماهیت انسان را پنج نیرو شکل می دهد. روان (روح انسان)، جان( که پس از مرگ پایان می یابد) وجدان (که درون هر فرد به قضاوت خویش می پردازد)، قوه ادراک و فروهر.
ایرانیان باستان بر این اعتقاد بودند که همه چیز دارای نیروی خدایی است. بنابراین به درون انسان ها نیز از نیروی کل دمیده شده که باعث پیشرفت و تکامل آن ها است و به آن فروهر گفته می شود و این نیرو پس از مرگ فرد به اصل خویش باز می گردد، اما همواره به یاد بازماندگان فرد از دنیا رفته است و برای آن ها آرزوی سلامتی و شادی می کند.
همچنین در این باورها، تفاوت بین روان و فروهر در این است که مسئولیت اعمال و رفتار انسان بر عهده روان است و جزا و پاداش خواهد دید، اما فروهر نیرویی خالص و جاودانه است که هیچگاه به گناه آلوده نمی شود.
این تفکر باستانی وجود دارد که شب عید نوروز و اول فروردین، فروهر افراد درگذشته، به منزل و مزار خود باز می گردند بنابراین زمان نیکویی برای رفتن بر مزار رفتگان است.
همچنین می توان به اصل و ریشه سنت خانه تکانی عید نوروز در باور ایرانیان پی برد. تمیز کردن خانه به منظور آماده کردن آن برای حضور فروهر صورت می گرفت و در سیزده فروردین(سیزده به در) فروهر را از طبیعت به سوی اصل خود بدرقه می کردند.

آموزه های نگاره فروهر به انسان

نگاره فروهر را تصویری نمادین از “اهورامَزدا” یاد می کنند تا با نگاه به آن، فکر حرکت به سمت پیشرفت در ذهن ها تداعی شود.
با نگاه به این نماد مردی مسن را می بینید که درون حلقه ای ایستاده است. پیرمرد نماد تجربه و بلوغ و به این معنی است که باید در زندگی از تجربه و خِرد بزرگان بهره برد.
حلقه ای که مرد در آن قرار دارد نشانی از کره زمین و جهان هستی که انسان در آن متولد می شود و زندگی می کند و عبور پیرمرد از این دایره به معنای گذر انسان از جهان مادی به جهان معنوی است. بازگشت دایره به سوی مرد نیز به معنای بازگشت اعمال و رفتار و کردار انسان به خود او در همین جهان هستی است که بر این روند نام های زیادی مانند قانون پایستگی انرژی، کارما یا … نهاده اند.
دو بال گشوده سه قسمتی در دو طرف مرد وجود دارد. این سه قسمت به ما سه ارزش بزرگ اخلاقی “اندیشه ی نیک” ، “گفتار نیک” و “کردار نیک” را یادآور می شود. به این ترتیب یک انسان نیک، می تواند با این دو بال و با تکیه بر این سه ارزش از جهان مادی به عالم معنا حرکت کند.
در دست چپ فروهر، حلقه ای دیده می شود که بیانگر ”عهد و پیمانی” است که انسان با خدای خود (اهورامزدا) می بندد تا در راه او بیندیشد، بگوید و انجام دهد. همچنین یادآور این نکته است که انسان باید همیشه به عهد خود وفادار باشد. این حلقه مهر(میترا) است و با توجه به این موضوع متوجه خواهیم شد فروهر ریشه در آیین میترائیسم و قدمتی بیش از آن چه تصور می شود، دارد.
حلقه ازدواجی که زن و مرد در هنگام ازدواج در انگشت دست چپ یکدیگر می کنند، بیانگر ”پیمان و عهد” زناشویی و وفاداری است که شاید بتوان گفت الهام گرفته شده از همین حلقه مهر در دست چپ فروهر است.
دست راست که به شکل نیایش بالا گرفته شده است، یعنی همیشه باید وجدان داشته باشیم و به سمت پیشرفت حرکت کنیم و شکرگزار باشیم.
در تصویر چیزی شبیه دُم یا دامن دیده می شود که آن هم دارای سه قسمت است و در تضاد با سه طبقه بال ها، بیانگر اندیشه، گفتار و کردار بد است. با این تصویر متوجه می شویم خواست اهورامزدا این است که انسان با بهره بردن از تجربه بزرگان و تکیه بر بلوغ خود و بر اساس عهدی که با او بسته است با گشودن بال های اندیشه و گفتار و کردار نیک، در راه راست و نیکی حرکت کند و اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیرافکند.
در نگاره فروهر دو رشته از دو طرف حلقه(جهان مادی) به سمت پایین و در دو جهت مخالف یکدیگر آویزان شده اند، بیانگر نیروی بد و نیک یا همان شر و خیر، تاریکی و روشنایی، حق و باطل است که هرگز به یکدیگر نمی رسند. یعنی برای هر چیز یک متضاد نیز وجود دارد که در زبان اوستایی به آن سِپَنتامینو(ذات پاک یا خِرد مقدس) و اَنگره مینو (ذات بد یا نفس اَماره) گفته می شود.
هر ایرانی باید سپنتامینو را جلوی روی خود قرار دهد تا به سوی پیشرفت حرکت کند و نفس بد را پشت سر بگذارد. یک تصور غلط که در ذهن ها شکل گرفته این است که زرتشتیان خدای خوبی ها(اهورامزدا) و خدای بدی ها(اهریمن) دارند. با یک تعریف ساده می توان این مسئله را نفی کرد. واژه اهریمن دگردیسی واژه انگره مینو است که متضاد آن واژه سپنتامینو است. بنابراین متضاد واژه انگره مینو، اهورامزدا نیست.
در مقابل اهورامزدا هیچ چیز قرار نمی گیرد، زیرا نیروی کل است و تمامی نیروها را در بر می گیرد حتی نیروی اهریمنی را.

خانه کسری

خانه کسری متعلق به “کسری وفاداری” ساکن اروپا بود که پس از فوت وی بازسازی و تبدیل به شربت خانه، کتابخانه و قسمتی جهت فروش صنایع دستی شده است. این ساختمان در کوچه کناری آتشکده قرار دارد که دیدن آن خالی از لطف نیست.
(لوح فشرده “آتشکده” را می توانید از خانه کسری واقع در کوچه کناری آتشکده آن را تهیه کنید)

راهنمای اتشکده یزد